نقد سریال leftovers + جالب ترین حقایقی که نمی‌دانستید

نقد سریال leftovers

اگر بخواهیم چند شبکه محبوب سریال بازان را لیست کنیم قطعا HBO یکی از اولین‌ها خواهد بود. در این مقاله به بررسی و نقد سریال leftovers خواهیم پرداخت که موضوع بسیار ظریفی را دنبال می‌کند. چه میشد اگر 2 درصد از مردم دنیا به صورت اتفاقی ناپدید می‌شدند؟

اطلاعات کلی سریال Leftovers

سریال Leftovers از سال 2014 تا 2017 در طی 3 فصل (28 اپیزود) پخش شده است. این سریال توانسته امتیاز قابل قبول 8.3 را از کاربران و منتقدین سایت IMDB دریافت کند. همچنین 85% از کاربران سایت Rotten Tomatoes از این سریال رضایت داشته‌اند.

ژانر سریال درام، رازآلود و فانتزی است اما بر جنبه درام و اجتماعی آن تاکید بیشتری شده است؛ اینکه چگونه مردم با یک واقعه عظیم مواجه می‌شوند و گروه‌های مختلف جامعه چه واکنشی نسبت به آن نشان می‌دهند.

با خرید اشتراک HBO Max از محتوای این شبکه به صورت قانونی استفاده کنید!

نقد سریال leftovers

یکی از تحسین شده ترین سریال‌های شبکه HBO که تا مدت‌ها در ذهن مخاطبان ماند، leftovers بود. داستان بسیار ساده بود اما رویکردی نسبتا جدید داشت که باعث می‌شد برای مخاطبان جذاب باشد. سکانس ابتدایی فیلم با خروج یک زن از فروشگاه شروع می‌شود. او به سمت ماشین حرکت می‌کند و کودکش را به همراه خریدهایش داخل ماشین می‌گذارد. زن از گریه‌های بی‌امان نوزادش کلافه شده و تلاش می‌کند تا تمام تمرکزش را روی تماسش جمع کند که ناگهان صدای گریه قطع می‌شود. نه کسی نزدیک ماشین آن‌هاست و نه صدای دیگری به گوش می‌رسد. کودکی که چند ثانیه پیش داخل ماشین بود ناگهان ناپدید شده است.

این اتفاق در سراسر دنیا در یک لحظه اتفاق افتاده و 140 میلیون نفر را در کسری از ثانیه ناپدید کرده است. مخاطب سریال در همان لحظات ابتدایی فکر می‌کند: “خب که چه؟” یا “2 درصد که رقم زیادی نیست” اما داستان به نحوی پیش می‌رود که اثرات این اتفاق را در لحظه لحظه زندگی کاراکترها احساس می‌کند، با زندگی آن‌ها درگیر می‌شود و تلاش می‌کند تا از راز “عزیمت ناگهانی” سر در بیاورد.

نوع نگاه سریال به “عزیمت ناگهانی” بسیار جذاب و خاص است. بیننده سریال با انبوهی از اطلاعات روبرو نمی‌شود و نیازی ندارد تک تک آن‌ها را حلاجی کند تا بالاخره به جواب یک معما برسد. او از پشت مانیتور وارد دنیای leftovers می‌شود و با حالتی سردرگم به دنبال جواب سوال‌هایش می‌گردد. ذهن مخاطب در تمام طول سریال درگیر است و اطلاعاتی به او داده نمی‌شود که ادامه داستان را خراب کند.

نکته دیگری که برای بسیاری از علاقمندان به آثار فلسفی جذاب است، این است که این سریال اصلا درگیر مفاهیم دینی و فلسفی بزرگ نمی‌شود و تلاشی برای دیکته کردن آن به مخاطب ندارد. در این فضای آخرالزمانی ادیان ماهیت دیگری دارند، پیروان آن‌ها رفتارهای دیگری انتخاب کرده‌اند و تمام این کارها قابل لمس و باورپذیر است. یک جامعه سورئال که انگار شبیهش را همه جا دیده‌ایم. تصویری که همه ما در ذهن داشته ایم و با دیدن این سریال به ما یادآوری شده است.

می‌توان گفت رویکرد سریال چیزی جدا از کلیشه های قدیمی است. در نقد سریال سرگذشت ندیمه به این اشاره کردیم که بررسی یک موضوع از یک زاویه دیگر چقدر می‌تواند روی موفقیت یک سریال تاثیرگذار باشد، اما leftovers توانسته است پا را از این حد فراتر بگذارد و خود را به عنوان یک اثر متفاوت از آثار قدیمی معرفی کند.

نقد سریال leftovers فصل اول

سریال در فصل اول چند خط داستانی را دنبال می‌کند که جذابیت زیادی ندارند. مخاطب سریال ناخودآگاه تلاش می‌کند تا آن‌ها را به هم وصل کند. وجه مشترک تمام آن‌ها عذابی است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم به خاطر عزیمت ناگهانی متحمل می‌شوند. فلشبک‌های سریال به مخاطب کمک می‌کند که با گذشته و روند عادی زندگی آن‌ها قبل از این اتفاق آشنا شوند. خانواده‌هایی اغراق نشده و عادی (که این روزها کمتر در سینما و تلویزیون شاهد آن هستیم) که بسیار باورپذیر هستند.

انتخاب کاراکترهای اصلی به خوبی انجام شده و موسیقی پس زمینه هم کار بازیگران را برای انتفال احساس را بسیار راحت کرده است. مخاطب می‌تواند در زندگی اش هر کسی باشد، اما نمی‌تواند خودش را جای یکی از این نقش‌ها نگذارد. قسمت‌های ابتدایی سریال، کار معرفی شرایط را به خوبی انجام می‌دهند و به بیننده کمک می‌کنند تا به خوبی بتواند با سریال ارتباط بگیرد. دید کلی از این فصل سریال شباهتی جزئی به فضایی که در نقد فیلم پلتفرم به آن اشاره کردیم دارد.

نقد سریال leftovers فصل دوم

گنگ بودن فصل اول و رشته‌های داستانی بی سر و تهی که ساخته بود، در فصل دوم به هم وصل می‌شوند. کمی بیشتر و دقیق‌تر در مورد اتفاقات گذشته اطلاعات کسب می‌کنیم و در اواخر این فصل هم سورپرایز خوبی می‌بینیم. بسیاری از منتقدان این فصل از سریال leftovers را به عنوان بهترین فصل آن و همچنین یکی از بهترین کارگردانی‌های آثار تلویزیونی معرفی کرده‌اند. معرفی بیشتر کاراکترها و تقابل آن‌ها باهم باعث به وقوع پیوستن اتفاقاتی می‌شود که در بسیاری از موارد از خود سریال فراتر می‌رود و برای مخاطب سوالات بسیاری را ایجاد می‌کند.

نقد سریال leftovers فصل سوم

فصل سوم سریال leftovers یک جمع بندی خوب، منطقی و جذاب را به مخاطب ارائه می‌دهد. هنرنمایی بازیگران در قسمت‌های پایانی کاملا به چشم میاید و در ترکیب با فضای رازآلود سریال یک تم سورئال می‌سازد. داستان leftovers در همین فصل تمام می‌شود اما تا مدت‌ها ذهن مخاطب را به سوالاتی که برای او ایجاد کرده است، درگیر می‌کند.

برداشت‌هایی که می‌توان از leftovers داشت

سریال leftovers

هشدار اسپویل: قسمت‌های بعدی مقاله ممکن است قسمت‌هایی از داستان سریال را برای شما اسپویل کند. اگر در حال تماشای سریال هستید، ادامه مقاله را مطالعه نکنید.

از همان لحظه اول دیدیم که سریال قصد دارد مفاهیم زیادی را در لابلای داستان به ما نشان دهد. زمانی که در سکانس اول نوزاد ناپدید شد یا زمانی که لورا در حال جواب دادن به تلفن بود و عزیمت اتفاق افتاد، ناگهان اولویت‌های آن‌ها عوض شد. چیزی که چند ثانیه پیش برای آن‌ها آزار دهنده بود، ناگهان برای آن‌ها عزیز شد. البته اگر نگوییم که به مهم‌ترین چیز در زندگی شان تبدیل شد.

عزیمت ناگهانی تکانه‌های دیگری هم در زندگی افراد داشت. حتما افراد دیگری به جز مت هم بودند که نه خودشان و نه نزدیک‌ترین افرادشان ناپدید شده باشند، اما ناپدیدشدگان تاثیر بزرگی بر زندگی آن‌ها گذاشته بودند. تاثیری که شاید باید تا آخر عمر آن را با خود یدک بکشند!

حوادث بزرگ تاثیرات بزرگی روی افراد دارند اما leftovers توانست نشان دهد که اتفاقات بزرگ برای بشر می‌توانند هر چیزی باشند. لازم نیست حتما نصف زمین نابود شود، قحطی عالمگیر شود یا بیگانگان حمله کنند. اما آیا همین که 2 درصد دنیا با چیزی درگیر شوند بزرگ محسوب می‌شود؟ کشورهای خاورمیانه همیشه درگیر جنگ بوده‌اند. این جنگ‌ها در کشورهای آفریقایی هم اتفاق افتاده و کشورهای بسیاری استعمار شده اند که تعداد ساکنین آن از میلیارد هم عبور می‌کند. آیا این حوادث به حد کافی بزرگ نبوده‌اند که بتوانند یک تاثیر روی دنیا بگذارند؟ آیا قربانی شدن یک کودک بیگناه به اندازه ناپدید شدن ناگهانی آن قابل تأمل نیست؟

شخصی گفته بود که انسان‌های امروز، هنوز همان انسان‌های اولیه‌ای هستند که فقط توانسته‌اند ابزارهای بهتری بسازند و خودشان را از خطرات حفظ کنند. سریال leftovers توانست با اشاره‌ای واضح به موضوع خرافات، مدرنیته، ادیان و باورهای عموم مردم را به چالش بکشد. دنیای مدرنی که در leftovers شاهد آن هستیم، به سرعت به سمت خرافات کشیده شد. صف‌های طولانی در پشت دروازه‌های شهر جاردن، محصولات به ظاهر مقدسی که در نمایشگاه‌ها به فروش می‌رسیدند و قیمت نجومی خانه‌های آن به وضوح به این نکته اشاره می‌کرد. شهری که هیچ نبود به یکباره تبدیل به یک جاذبه توریستی شد. حتی آب لوله کشی آن هم داخل شیشه به فروش می‌رفت. بسیاری از مردم به سمت فرقه‌های جدید کشیده شدند و خانواده‌های زیادی از هم پاشید.

گروه بازماندگان گناهکار (که خیلی نفرت انگیز هم بودند) توانست به خوبی نشان دهد که یک ایدئولوژی شعاری چقدر می‌تواند در انتها خطرناک باشد. چطور یک اتفاق می‌تواند تک تک انسان‌ها را به حدی به هم بریزد که نتوانند درست و غلط را از هم تشخیص دهند. نشان داد که سو استفاده کردن از قدرت آنقدر هم سخت نیست. شاید به دست آوردن یا از دست دادن آن هم نیازمند زمان زیادی نباشد اما تاثیراتی که می‌توان با آن بر افراد گذاشت ماندگار است.

باردار شدن همسر مت و متهم شدن او از طرف همسایگان هم یکی از داستان‌های جالب سریال بود. هر کسی می‌تواند دیگری را زیر سوال ببرد و او را متهم کند. شاید حتی حق با او هم نباشد اما چه کسی از دید عمومی به حق است؟ کسی که مدارک محکم‌تری دارد؛ حتی اگر حقیقت چیز دیگری باشد. تمام گذشته می‌تواند با یک اتهام زیر سوال برود و دید همه نسبت به آن تغییر کند. در کسری از ثانیه تمام اعتبار چندین ساله یک نفر دچار عزیمت ناگهانی می‌شود؛ طوری که انگار از اول وجود نداشته است.

سوالات زیادی هستند که نمی‌توان جوابی قطعی برای آن‌ها پیدا کرد. البته منظور من نورا، دستگاه و جهان دیگر نیست. سازندگان سریال به خوبی می‌دانند که در یک زندگی معمولی نمی‌توان جواب همه سوالات را داشت و به نظرم به هنرمندانه ترین شکل ممکن آن را داخل سریال جا داده اند. تنها سوالی که بعد از تمام شدن سریال leftovers باقی می‌ماند تنها یک چیز است؛ شما چه می‌کنید؟ تکه‌های شکسته زندگی قبلی خود را جمع و جور می‌کنید تا با قسمت‌های باقیمانده به زندگی خود ادامه دهید یا سنگینی این حادثه را تا ابد با خود می‌کشید؟

موسیقی متن فوق‌العاده لفت اورز

حتماً تا به حال شنیده‌اید که سریال لفت اورز موسیقی متن فوق‌العاده دارد و با ساندترک‌های خود می‌تواند شما را بیش از هر زمان دیگری در دنیای اسرارآمیز خود غرق کند. اما هیچ وقت شنیدن این حرف نمی‌تواند مثل تجربه خود این موسیقی‌های شاهکار، حق مطلب را ادا کند. این شما و این آثار هنری مکس ریشتر در سریال The Leftovers:

The Leftovers Main Titles Season 1

Departure (Home)

حقایق جالب سریال Leftovers

سریال Leftover حقایقی دارد که دانستن آن‌ها می‌تواند برای بینندگان و طرفداران جالب باشد:

  1. شخصیت نورا در هر 3 فصل، دیالوگ پایانی فصل‌ها را به زبان آورده است؛ در فصل اول: «ببین چی پیدا کردم» در فصل دوم: «اومدی خونه» و در فصل پایانی: «من اینجام».
  2. شبکه HBO بعد از اینکه ساخت فصل اول سریال را به پایان رساند، آن را منتشر نکرد؛ بلکه انتشار تمامی اپیزودهای آن را به یک ماه بعد یعنی تاریخ 14 اکتبر 2014 موکول کرد؛ یعنی درست زمانی که حادثه عزیمت بزرگ (Great Departure) در سریال رخ می‌دهد!
  3. فیلمانه فصل اول سریال کاملاً با رمان The Leftovers تطابق دارد اما دو فصل بعدی فیلمنامه مستقلی دارند.
  4. کاراکتر کوین گاروی در رمان، شهردار بود، نه رییس پلیس.
  5. جنیفر انیستون که در زمان فیلمبرداری سریال، همسر جاستین ثرو (شخصیت کوین گاروی) بود، به همسرش برای تمرین دیالوگ‌ها کمک نمی‌کرد؛ چرا که اصلا دوست نداشت داستان برایش اسپویل شود. انیستون یکی از طرفداران سریال The Leftovers بود.

دیالوگ های سریال Leftovers

سریال بازماندگان دارای دیالوگ‌های جذاب و عمیقی است که شنیدن آن‌‌ها برای عاشقان دنیای فیلم و سریال هیجان‌انگیز خواهد بود. چند تا از بهترین دیالوگ های سریال Leftovers را باهم مرور می‌کنیم:

نورا: «ما اینجا بعضی از عزیزانمون رو از دست دادیم ولی اونا همه ما رو از دست دادن»


مت: «ساکت موندن خیلی از گفتن حقیقت آسون‌تره، خیلی»


نورا: «اتفاقات وحشتناکی در این دنیا رخ میده و تنها چیزی که بهمون آرامش میده اینه که ما باعث این اتفاقا نیستیم.»


لارا: «فکر می‌کنم من باید دل شکسته بمونم، شاید همه ما اینطوری باشیم.»


لارا: «مرگ آسونه؛ مردم فقط یک پایان میخوان؛ پایانی برای غم و اندوه‌هاشون؛ اما با وجود “عزیمت” پایانی در کار نیست!»

نظرات بینندگان درباره سریال Leftovers

بد نیست نگاهی بیندازیم به نظراتی که بینندگان سریال Leftovers در وب سایت‌های مختلف نوشته‌اند:

  • تو دیدن این سریال یه لحظه هم شک نکنید. بهترین و شاهکار ترین سریالیه که تا این لحظه دیدم تو لحظه هایی که این سریال رو میبینین، کلا یه حس و حال عجیبی رو تجربه میکنین … و موسیقی متنشم که فوق العادس . از هر نظر عالیه!
  • با سریال خاصی روبرو هستیم. فضای تاریک و آخرالزمانی رو القا میکنه. نمیشه از موسیقی متن و ساندترک های محشری که داره، گذشت. بازیگرا خیلی عالی کار خودشونو انجام دادن. مخصوصا جاستین ترو که نقش اصلی رو بازی میکنه. روند سریال اصلا حوصله سربر نیست.به نظر من یه عده نتونن از این سریال لذت کافی رو ببرن ولی این باعث نمیشه این سریال یه شاهکار نباشه. اگر به کار هایی ماننده لاست، تویین پیکس و دیگر اثار لینچ علاقه مندین، این سریال بهترین گزینه برای شماست!
  • آدم فیلمبازی هستم. تو عمرم خیلی فیلم و سریال دیدم. برای من لفت اورز، بهترین سریالی هست که به عمرم دیدم. میشه ساعت ها و صفحه ها درباره این سریال حرف زد و نوشت. اگه قصد دیدنش رو دارید، حوصله بخرج بدید. درگیر یافتن پاسخ سوالاتی که واستون پیش میاد نشید، بذارین سریال شما رو تو خودش غرق کنه و از داستان و بازیگری و کارگردانیش لذت ببرید. درضمن، پایان بندی این سریال بنظرم شاهکاره. برای من بی نظیر و هیچگاه از خاطرم فراموش نمیشه
  • من چند سال قبل این سریال رو دیدم. یادمه فصل اولش به شدت روند کندی داشت و کلی سوال داشتم و فکر میکردم باید ادامه ندم. قسمت اول فصل دوم نظرم رو کاملا عوض کرد. هیچ سریالی تا حالا نتونسته همچین حس و حالی بهم بده. سوالها رو رها کنید و در دنیایی که براتون میسازه غوطه ور بشید. کلمات وصف نمیکنن. سکانسهایی که شوکه تون میکنه. موسیقی متنی که بی نظیره. مطمئنم که یه روز دوباره میبینمش

تحریریه نقد فارسی. عناوینی که با این اکانت انتشار می‌یابد، کاری جمعی از هنر همکاران ما در مجموعه نقد فارسی است.