نقد فیلم درخشش | Shining از نمایی نزدیک تر!

نقد فیلم درخشش

وقتی صحبت از فیلم ترسناک باشد The Shining جزو فیلم‌های رده بالای هر لیست است. این فیلم زیر پوست شما می‌خزد و با شما از سالن سینما بیرون میاید؛ حتی اگر شلی دووال (بازیگر نقش وندی) نامزد بدترین بازیگر و استنلی کوبریک نامزد بدترین کارگردان آن سال شود! در نقد فیلم درخشش با ما همراه باشید تا یکی از ترسناک‌ترین فیلم‌های تمام دوران را با هم بررسی کنیم.

درخشش چهارمین فیلم برتر در لیست بهترین فیلم های ترسناک نقد فارسی است. در این مقاله با فیلم‌های مشابه و ترسناک‌تر آشنا شوید!

داستان فیلم The Shining

بعد از این که جک، پدر یک خانواده 3 نفری شغل خود را از دست می‌دهد، برای سرایداری هتل Overlook در زمستان راهی منطقه‌ای سرد سیر می‌شود. دنی، فرزند خردسال خانواده، که یک دوست خیالی دارد با رفتنشان مخالفت می‌کند اما جک اعتقاد دارد که آرامش هتل می‌تواند مشکل نویسندگی او را حل کند. راه های ارتباطی هتل Overlook در زمستان بسته می‌شود و کسی از بیرون هتل برای آن‌ها مشکلی ایجاد نمی‌کند. هر چند که هیچ‌کدام از آن‌ها از گذشته‌ی تاریک و مخوف هتل خبر ندارند.

در مقاله‌ی بهترین فیلم های کلاسیک با آثار دوران طلایی سینما آشنا شوید.

نقد فیلم درخشش

استنلی کوبریک در یازدهمین اثر خود دست به ساخت فیلمی زد که به عقیده بسیاری ترسناک‌ترین فیلم تاریخ است. این فیلم با تکیه بر المان‌های فراطبیعی، فضایی استرس‌زا می‌سازد که برای هر بیننده‌ای اذیت کننده است. این فیلم پر از نکات ریز و درشت است اما نقد فیلم درخشش بیشتر از این که مربوط به اتفاقات جاری در فیلم باشد، مربوط به سبک کوبریک است که باعث شده این اثر تا به این حد متفاوت و خاص باشد. البته که در بخش تحلیل روانشناسی فیلم درخشش، جزئیات این فیلم را هم بررسی کرده ایم.

تلاش کوبریک برای انتقال مفاهیم مد نظر خود در بسیاری از جاهای فیلم و حتی در لابلای دیالوگ‌ها کاملا مشخص است. قدرت درخشش دنی به شکلی نمادین اشاره به تاریخ دارد. اتفاقاتی که در طول زمان به وقوع پیوسته اند و اثر آن‌ها هنوز قابل مشاهده است. شاید این اتفاقات کشتار سرخ پوستان باشد یا قتل عام یهودیان در جنگ جهانی دوم. شاید هم کوبریک می‌خواسته با تیشرت آپولو 11 دنی یادآور دوران جنگ سرد باشد. هر چه که بود، یادآور سنگ بنای مریض قدرت در جهان بود که هر شخصی را در راس قدرت فاسد می‌کرد.

نکته‌ی دیگری که در این فیلم به چشم می‌خورد، پایستگی شخصیت جک تورنس در تاریخ است. جک تورنس تنها یک نام است اما فروپاشی درونی او و تصمیماتی که او در این حالت می‌گیرد، در جای جای تاریخ ثبت شده و تصویر آخر فیلم این نکته را آشکارا نشان می‌دهد.

تحلیل روانشناسی فیلم درخشش

درخشش یک فیلم نمادین است که ایده‌های خود را به شکلی قدرتمند به مخاطب ارائه می‌کند. کوبریک در این تریلر روانشناختی از تمام ابزارهای خود استفاده می‌کند تا ترس‌های فانتزی و کمتر واقعی مثل اشباح و هیولا را با ترس‌های عمیق و شاید زخم‌های شخصی بینندگان ارتباط دهد. ترس از بی‌کفایتی، ترس از دیگران و ترس از آسیب دیدن تنها نمونه‌هایی انگشت شمار از ترس‌هایی هستن که وندی آن‌ها پشت سر می‌گذارد.

وندی به نظر آسیب پذیر می‌رسد و تمام توانش را برای نجات خود و فرزندش به کار می‌گیرد. درخشش تا اینجای کار می‌تواند بدون ذره‌ای تلاش جزو فیلم‌های اسلشر میان رده‌ای باشد که هر روز می‌بینیم و کاراکترهایش را قبل از دیدن تیتراژ پایان به دست فراموشی می‌سپاریم. اما چطور کوبریک با تحلیل روانشناسی فیلم درخشش مانع از این کار می‌شود؟

شاید شما وقتی برای اولین بار درخشش را می‌بینید با آن ارتباط نگیرید. شاید آن را یک فیلم Overrated خطاب کنید و بی توجه به جزئیات، از کنار آن عبور کنید. در این صورت ممکن است خود را جای وندی یا دنی گذاشته باشید اما پیشنهاد می‌کنم یک بار دیگر فیلم را از زاویه دید جک ببینید تا با درک فروپاشی روانی او متوجه عمق فیلم درخشش شوید.

جک یک شخصیت کاملا عادی و روزمره است؛ با شکست‌ها، ترس‌ها و آرزوها. او یک رهگذر ساده است که هر روز صدها بار از کنارتان عبور می‌کند و هیچ شباهتی به یک دیوانه ندارد. اما اعتیاد او به الکل همه چیز را برایش سخت‌تر کرده و در حالی که شغلش را از دست داده، رفته رفته اعتماد خانواده‌اش را از دست می‌دهد. او حتی بعد از آسیب زدن غیر عمد به دنی، الکل را ترک می‌کند اما تمام تلاش‌های او به در بسته می‌خورد. گویی جک تمام ماست و نفرت ما از او به این دلیل است که درماندگی‌اش به اندازه‌ی جوکر جذاب نیست.

هر کسی که کمی کوبریک را شناخته باشد می‌داند که فروپاشی روانی جک قرار است تا چه حد خشونت بار باشد. این خشم و خشونت عریان که تنها از عجز و عقده بر می‌آید، به حدی ترسناک هست که ارواح درون یک ساختمان زنده در وسط ناکجا آباد، تنها برای آگاه کردن بیننده به تصویر کشیده شوند. این مسئله را در بخش نمادهای فیلم درخشش بیشتر بررسی کرده ایم.

عقده، ترس و کمبود یک فرمول کافی برای رسیدن به خشونت است که نتیجه‌ی آن می‌تواند فاجعه بار باشد. اضافه شدن چاشنی تنهایی به این ترکیب درست مانند یک کاتالیزور سرعت رسیدن به خشونت را بیشتر می‌کند. جک عاجزانه دست و پا می‌زند تا افسار ذهنش را دست بگیرد؛ او از تصور این که زن و بچه‌اش را به قتل می‌رساند از خواب می‌پرد و مثل یک بچه گریه می‌کند. او از نگرانی‌هایش به وندی می‌گوید و با تمام وجودش قصد محبت کردن به دنی را دارد. او حتی در حال نوشتن یک کتاب است و این نشان می‌دهد که او ذاتا جامعه گریز نیست. او یک انسان متعادل است که کمی لغزیده، اما امان از تنهایی!

جک تنها، خسته و افسرده است و باید تا آخر فصل سرما از یک هتل خالی مراقبت کند. هتلی که صاحبش قطعا آن را از مشروب و اسباب جشن و سرور خالی کرده است. اما بار برای جک خالی نیست! متصدی بار آنجاست و جک اولین پیک را به حساب او می‌خورد. به نظر می‌رسد که ذهن جک تورنس در آستانه فروپاشی و توهم است.

با شروع خشونت جک می‌بینیم که گویا هتل واقعا زنده شده است. کاراکترهایی که تا به حال نمادی از ذهن مریض آقای تورنس بودند، حالا درها را باز می‌کنند! انگار ماهیت فراطبیعی هتل موفق می‌شود مقاومت جک را بکشند و او را تبدیل به یکی از اشباح خود کند. در پایان فیلم هم پیچیدگی‌های ذهنی که به شکل هزارتو در فیلم نمایش داده می‌شود در انتها جک را اسیر می‌کنند.

پایان فیلم درخشش

با گذشت بیش از 40 سال از اولین نقد فیلم درخشش، مفهوم پایانبندی آن هنوز هم مورد بحث است. در قسمت پایانی فیلم می‌بینیم که جک بعد از آزاد شدن تبر به دست به دنبال وندی و دنی می رود. همسر و پسرش خود را در دسشویی مخفی کرده اند و وندی سعی میکند دنی را از پنجره ی دستشویی به بیرون فراری دهد و موفق می شود، ولی خودش نمی تواند از آن پنجره فرار کند.

سکانس معروف جانی اینجاست در فیلم درخشش

وندی اکنون در آنجا گیر افتاده و جک با تبر در حال شکستن در است و سعی دارد وندی را بکشد. این صحنه، همان صحنه‌ی معروف “جانی اینجاست” است که در شبکه‌های اجتماعی دیده اید. وندی با چاقویی که در دست دارد از خود دفاع می کند و با زخمی کردن جک او را وادار به عقب نشینی می کند. دیک هالوران آشپز هتل اورلوک ازراه می رسد تا به وندی و دنی کمک می کند، اما جک که در کمین آن هاست، او را به قتل می رساند.

جک پس از کشتن هالوران، در برف و بوران دنی را در دالان مارپیچ دنبال می کند. در همین حین نیز وندی در هتل در پی یافتن پسرش دنی است. دنی با بجا گذاشتن ردپای قلابی از دست جک فرار می کند و به مادرش می رسد و آن دو با ماشین برف رو از هتل دور می شوند و جک نیز از شدت سرما می میرد. این که پس از فرار از هتل چه بر سر وندی و دنی آمد معلوم نیست، اما در صحنه ای که از فیلم حذف شده این مادر و فرزند در بیمارستان تحت مراقبت هستند و سلامتی خود را دوباره بدست می آورند.

سکانس پایانی فیلم و وجود جک در آن عکس معروف (که در آن جک به همراه دیگر مهمان ها در تالار رقص هتل است) شاید بحث برانگیزترین سکانس فیلم باشد. مانند بسیاری از دیگر سکانس ها، از این سکانس نیز برداشت های متفاوتی شده است و یکی از معروف ترین فرضیات این است که هتل روح جک را نیز تسخیر کرده و او به جمع تسخیرشدگان می پیوندد.

همچنین این توضیح با حس وحال فیلم نیز هماهنگی دارد، و خود کوبریک نیز در این باره گفته است که: جک تناسخی از سرپرست هتل است که این نیز معقولانه است زیرا، در یکی از سکانس ها که جک با گردی در دستشویی در حال مکالمه است،  باتلر به جک می گوید که او همیشه سرپرست هتل بوده است. همچنین این فرضیه با نقش های گردی که در فیلم به آن ها اشاره می شود نیز هماهنگی دارد، زیرا سرپرست قبلی هتل چارلز گردی بوده و روحی که جک با آن مواجه می شود نیز خود را دلبرت گردی معرفی می کند و تشابه نام خانوادگی آن ها باعث مورد قبول بودن فرضیه ی تناسخ جک است.

نمادهای فیلم درخشش

اقتباس کوبریک از رمان کینگ چندان هم کامل نبود. او این اثر را در مورد یک هتل تسخیر کننده با ارواح شیطانی نساخت اما به جایش اثری پر از نماد به مخاطب تحویل داد که بعد از گذشت 4 دهه، همچنان می‌توان در موردش نوشت. در ادامه به بررسی چند مورد از این نمادها و اشارات جالب در طول فیلم خواهیم پرداخت:

1. هزارتو (Maze)

مارپیچ نقش بزرگی در طول فیلم و مخصوصا در نقطه اوج آن دارد. دنی در انتهای فیلم از هزارتو استفاده می‌کند تا از دست پدرش فرار کند و پیش مادرش برگردد. این صحنه مربوط به صحنه‌ی قبلی مربوط به هزارتو است که در آن دنی و مادرش در حال گشت و گذار هستند. آن‌ها بدون هیچ مشکلی به مرکز هزارتو می‌رسند اما جک که از دور آن‌ها را نظاره می‌کند، به نوعی ناتوان از همراهی آن‌هاست.

هزارتو در نمادهای فیلم درخشش نشان دهنده ارتباط خانوادگی در مشکلات پیچیده است؛ جایی که دنی و وندی ارتباط خود را با هم حفظ می‌کنند اما جک بعد از گم کردن دنی در تنهایی می‌میرد.

2. هانسل و گرتل

زمانی که دیک هالوران در حال نشان دادن آشپزخانه به وندی است، او داستان هانسل و گرتل را برای هالوران تعریف می‌کند. در این حال به شوخی می‌گوید که مجبور است مثل آن داستان از خرده نان استفاده کند تا راه برگشت را گم نکند.

این داستان و پایان آن در چندین جا مثل گم شدن دنی در راهروها یا گم شدن جک در هزارتو خود را دوباره نشان می‌دهد.

3. زن داخل حمام

زن داخل حمام که در ابتدا جوان است و سپس ناگهان پیر می‌شود نشان دهنده‌ی ناتوانی جک در قبول پیر شدن خود است. این فشار روانی بر جک بسیار خرد کننده است چون اگر قبول کند که در حال پیر شدن است، باید قبول کند که قرار نیست یک نویسنده‌ی جوان و موفق باشد. نویسندگی به او هویت می‌دهد؛ درست مانند جوان بودن که هویت زن داخل وان است.

رازهای فیلم درخشش

داستان فیلم درخشش پر از نکات ریز و درشت است. برخی از این جزئیات به لطف حذف شدن برخی سکانس‌ها به وجود آمده اند و برخی هم حاصل وفاداری کوبریک به رمان کینگ بوده اند. دانستن این نکات می‌تواند خالی از لطف نباشد.

1. هتل Overlook زنده است و این را می‌توان از تغییر دائمی المان‌های آن تشخیص داد. ممکن است شما هم متوجه شده باشید که برخی از چیزها در یک سکانس هستند اما در سکانس بعد ناپدید شده اند. برای مثال صندلی و میز پشت جک یا فرش پوست خرس جلوی شومینه را در نظر بگیرید.

2. سکانس پایانی فیلم بعد از اولین اکران حذف شده است. علت این اتفاق مشخص نیست اما پایان اصلی فیلم در حالی اتفاق می‌افتد که وندی و دنی در بیمارستان در حال ریکاوری بعد از شوک هستند. گویا در این سکانس مدیر هتل Overlook به ملاقات آن‌ها می‌رود و به آن‌ها اطمینان می‌دهد که هتل از این صانحه جان سالم به در خواهد برد.

3. لوکیشن فیلم درخشش وجود خارجی ندارد! این فیلم برای پوشش دادن پیچ و خم هتل Overlook در چندین مکان مثل دریاچه سنت مری، هتل آهواهنی و سرای تیمبرلاین فیلمبرداری شده است.

رازهای فیلم درخشش

4. یکی از جزئیات کتاب که به فیلم هم رسید، نام مدرسه‌ای بود که جک قبلا در آن تدریس می‌کرد. دبیرستان استاوینگتون به خاطر مصرف الکل و ضرب و شتم دانش آموزان جک را اخراج کرده بود.

دفترچه خاطرات در فیلم درخشش

5. نقطه‌ی شروع دیوانگی جک در رمان استیون کینگ، پیدا کردن یک دفتر با بریده‌های روزنامه و خاطرات ساکنین هتل بود. این قسمت از رمان در فیلم هم ساخته شد اما بعد از تدوین‌های فراوان از روند داستانی کنار گذاشته شد تا تنها در گوشه و کنار فیلم دیده شود. هر چند این دفترچه دیگر در فیلم مفهوم خاصی ندارد اما شاید برای طرفداران رمان این اثر باشد.

6. صحنه‌ی شکسته شدن در توسط جک از یک فیلم سوئدی به اسم کالسکه‌ی شبح الهام گرفته شده است.

7. بیشتر صحنه‌های منحصر به فرد فیلم اصلا در رمان نبودند! صحنه‌ی جانی اینجاست کاملا ابتکار جک نیکلسون بود. دوقلوهای ارواح هم فقط در فیلم حضور دارند. همچنین زن داخل حمام هم در رمان وجود ندارد.

8. اتاق مشهور 237 در هتل Overlook در حقیقا اتاق شماره‌ی 217 در سرای تیمبرلاین است. علت عوض کردن شماره، ترس هتلدار از خالی ماندن ابدی این اتاق بود. جالب اینجاست که امروزه این اتاق پر درخواست ترین اتاق این هتل است.

تحریریه نقد فارسی. عناوینی که با این اکانت انتشار می‌یابد، کاری جمعی از هنر همکاران ما در مجموعه نقد فارسی است.